پرسشهائي که از ديدگاه آقاي دمينگ مي تواند به بهبود عملکرد مديريت کمک کند.
ü آيا در شرکت شما يک هدف مستمر و دائمي وجود دارد؟
ü اگر پاسخ مثبت است ، هدف چيست ؟ اگر جواب منفي است مشکلات اين کار چيست؟
ü آيا اين هدف تثبيت شده است؟ يا با تغيير روسا تغيير مي کند؟
ü آيا تمام کارکنان شما ازاين هدف دائمي و مشخص شده باخبر هستند؟
ü چه تعدادي از آنها به اين هدف عميقا اعتقاد دارند و باور مي کنند که در کارشان موثر است؟
ü رئيس کل موسسه شما به چه کسي گزارش مي دهد؟ هيئت مديره شما در مقابل چه کسي مسئول است؟
2 –
ü اهداف و انتظارات شما براي شرکتتان در پنج سال آينده چيست؟
ü چگونه مي خواهيد به اين اهداف برسيد؟ با چه روشهايي ؟
3 -
ü شما به چه طريقي از ويژگي هاي کيفيت محصولات اطلاع پيدا مي کنيد؟ آيا يک فرآيند يا سيستم ثابتي داريد؟
ü اگر سيستم شما ثابت و ايستا است ، مسئوليت بهسازي و بهبود در کجا مستقر شده است؟
ü در چنين شرايط نامطلوب و بيهوده، چرا از مدير کارخانه، سرپرستان و نيروي کار انتظار کيفيت بهتري داريد؟
ü اگر سيستم شما ثابت نيست ، چه تفاوتي با سيستم ثابت دارد؟ شما براي بهبود و بهسازي چه کاري متفاوت با سيستم ثابت داريد؟
4 -
ü آيا شما گروهي را موظف کرده ايد که روي هر يک از اصول چهارده گانه و امراض و موانع مديريت ، مطالعه و اقدام کنند؟
ü در مورد اصول چهارده گانه چگونه عمل مي کنيد؟
ü شما براي ايجاد يک گروه همکاري بين خريد و توليد کاري انجام داده ايد؟
5 -
ü آيا غيبت کارکنان در موسسه شما يک پديده ثابت و دائمي است؟
ü در مورد آتش سوزي اقدامي کرده ايد؟
üü در مورد ايمني کار چه برنامه اي اجرا کرده ايد؟
ü اگر در اين موارد کاري صورت داده ايد، مسئوليت بهينه کردن آنها به عهده کيست؟( جواب درست : مسئوليت با مديريت است)
6 -
ü چرا دگرگوني مديريت براي بقاء موسسات ضروري است؟
ü آيا شما براي اين دگرگوني ، يک گروه براي بحران زدائي در نظر گرفته ايد؟
ü چرا فکر مي کنيد اين گروه لازم است؟
ü آيا تمام مديران شما با اين فلسفه جديد موافقت دارند؟
ü آيا هيچ يک از آنها قادر به ارائه پيشنهاد جديدي هستند؟
7 - اگر شما يک موسسه خدماتي را اداره مي کنيد:
ü چه درصدي از کارکنان شما مي دانند که شما يک توليد دارو داريد و اين توليد همان ارائه خدمت است؟
ü آيا تمام کارکنان شما مي دانند که يک مشتري دارند؟
ü شما کيفيت را چگونه تعريف مي کنيد و آنرا به چه ترتيبي ارزيابي و اندازه گيري مي نمائيد؟
ü آيا ارائه خدمات شما بهتر از يکسال قبل است؟ چرا؟ شما چگونه به اين نتيجه رسيده ايد؟
ü اگر جواب مثبت است . چرا چنين شده است؟
ü آيا شما براي اقلامي که به مستمر خريد مي کنيد يک فروشنده اختصاصي داريد؟
ü اگر چنين است، چرا اين روش را انتخاب کرده ايد؟
ü اگر شما بک فروشنده براي اقلام مورد نياز داريد، آيا رابطه صميمانه و صادقانه اي با او داريد؟
ü آيا آمار غيبت کارکنان شما ثابت است؟
8 - اگر شما در يک شرکت ساختماني هستيد:
ü آيا ارائه خدمات شما به مشتريان بهتر از دو سال گذشته شده است؟
ü اين بهبود در چه جهت بوده است؟
ü شما براي بهينه کردن آن چه اقدامي کرده ايد؟
9 - شما چه اقدامي براي ايجاد کار گروهي و همياري بين قسمتهاي مختلف انجام داده ايد از جمله:
ü بين طراحي و توليد محصولات يا خدمات
ü بين طراحي و فروش محصولات يا خدمات
ü بين طراحي و تدارکات محصولات يا خدمات
10 - شما چه اقدامي براي رفع تنگناهاي بين طراحي و توليد محصولات يا خدمات و ساخت واقعي محصولات وتوزيع آن براي فروشندگانبه عمل آورده ايد؟ به عبارت ديگر شما چه کاري براي آزمايش و کسب اطمينان از محصولات خود قبل ازرفتن به خط توليد و تحويل به عمل مي آوريد؟
11 - شما چه مراحلي را براي بهسازي کيفيت در موارد زير به عمل مي آوريد؟
ü مواد اوليه وارده به کارخانه براي توليد.
ü ابزار و تجهيزات، ماشين الات و ساير لوازم غير توليدي .
ü روابط و ارتباطات داخلي، پست، مکاتبات، پرونده ها، تلفن، تلگراف....
12 - آيا اداره خريد شما بر اساس کمترين قيمت خريد مي کند؟ اگر جواب مثبت است چرا؟ و اين روش براي شما به
چه قيمتي تمام مي شود؟آيا اين قيمت تمام شده در خريدها مورد توجه قرار مي گيرد؟ چگونه؟
13 -
ü آيا براي تقليل تعداد، فروشندگان مواد و تجهيزات به شرکت برنامه اي داريد؟
ü چهار قلم از اقلام مهم مواد و حمل و نقل را انتخاب کنيد:
ü مشخص کنيد که براي هر يک از آنها در حال حاضر چند تهيه کننده داريد و اين تعداد را با يکسال قبل مقايسه کنيد، که چه تعدادي داشته ايد و هم چنين با دو سه سال قبل بررسي کنيد و پيشرفت آنرا مشخص کنيد.ü برنامه براي ايجاد يک رابطه طويل المدت که بر مبناي اعتقاد و اطمينان با فروشند گان از جمله با فروشندگان مواد و قطعات و تامين کنندگان حمل و نقل باشد چيست؟
14 - آيا از رده هاي مديريت در سازمان شما ، ساليانه يک ارزيابي شغلي به عمل مي آيد؟ اگر پاسخ مثبت است ،
چه اقدامي براي جلوگيري از آن و جايگزين کردن با روش بهتري بعمل آورده ايد؟
15 - آيا مديريت از هزينه ها و قيمت تمام شده بر اثر تغييرات و دوباره کاريهاي طراحي و مهندسي اطلاع دارد؟ علت اساسي اين تغييرات در اصل چيست؟ آيا مهندسين شما وقت و فرصت کافي براي اينکه کارها را در همان ابتداي قضيه تکميل کنند دارند؟ آيا در موسسه شما کار مهندسين ارزيابي مي شود؟ آيا اشکالاتي در روش ارزيابي مهندسين وجود دارد؟ اگر مشکلاتي در اين باره وجود دارد چه اقدامي براي رفع آن به عمل خواهيد آورد؟
16 - آيا آموزش ها و بازآموزيها در مورد مراحل کار به ترتيبي است که در هر مرحله نيازها و احتياجات مرحله بعدي را تحت پوشش قرار دهد؟
17 - چه درصدي از کارکنان شما، اين فرصت و معلومات رابراي تشخيص نيازهاي مرحله بعدي کار خوددارند؟ چرا تمام کارکنان شما اين دانش را براي درک نيازهاي بعدي نبايد داشته باشند؟
18 - آيا شما قادر هستيد و مي توانيد ضررهاي ناشي از اين کمبود دانش و مهارت کارکنان خود را در مورد اطلاعات مرحله بعدي کار محاسبه کنيد؟
19 - برنامه شما براي حذف استاندارهاي کار چيست؟ (استفاده از ارقام و ساير روشهائي که کار روزانه را در کارخانه با آن اندازه گيري مي کنند) . و چه اقدامي براي جايگزيني آن با شيوه هاي معقول و منطقي که بر اساس رهبري باشد بعمل مي آوريد؟
20 -
ü آيا مديريت شما بر اساس تعين اهداف است؟ اگر جواب مثبت است هزينه اين کار براي شما چقدر است؟ آيا شما متوجه زيان ها و اشکالات اين روش شده ايد؟ آيا براي تغيير آن به يک سيستم مناسب مديريتي تلاشي به عمل مي آوريد؟
ü آيا شما در مديريت از ارقام و اعداد استفاده مي کنيد؟(مثلاً براي افزايش بهره وري و فروش از يک رقم سهميه استفاده مي کنيد يا براي تقليل ضايعات و تقليل هزينه يک رقم « درصد» بکار مي بريد، مثلاً 6% کاهش )
ü يک رقم را که به اجبار تحميل شده است نشان دهيد( مثلاً، عملکرد يک کارخانه بايد 5200 قلم در روز باشد يا يک فروشنده بايد روزانه 2700 دلار سفارش فروش بگيرد) اين اقدام نشانگر يک سيستتم ثابت و غير متحرک نيست؟ اين اعداد مانند چرخ دنده ها بهم متصل مي شوند يا اينکه به ترتيبي آنها را دستکاري کرده اند که رفع حاجت کنند و هيچ گونه فايده ديگري نخواهند داشت؟
21 - آيا شما سرپرستي را با رهبري در سازمان خود عوض خواهيد کرد؟ حداقل در پاره اي از قسمت هاي سازمان خودتان؟
22 -
ü شما سرپرست خود را چگونه انتخاب مي کنيد؟ به عبارت ديگر آنها اين پست ها را به چه ترتيبي اشغال مي کنند؟
ü سرپرستان شما تا چه حدي در مورد امور مربوط به کارشان اطلاع دارند؟
ü آيا آنها مي توانند تشخيص دهند که از زير دستانشان چه کساني نياز به کمک فردي دارند و در حقيقت عضو سيستم نيستند؟
ü آيا آنها مي توانند تشخيص دهند که چه کسي از کارگران همکار، خارج از حد معمول و جلوتر از سيستم است (يعني فرد خارق العاده اي است)؟
23 - برنامه شما در مورد حذف و جايگزيني موارد زير چيست؟
ü سيستم قطعه کاري
ü سيستم پاداش دهي در توليد
24 -
ü آيا به نظر شما ارسال يک نامه براي مشترياني که از حد متوسط بيشتر کار کرده اند از نظر رواني موثر است؟
ü آيا شما وسيله اي و روشي داريدکه توسط آن بدانيد کداميک ا زمشتريان استحقاق دريافت تقديرنامه را خواهند داشت؟
ü آيا شما وسيله و روشي داريد که توسط آن بدانيد کداميک از مشتريان شما نياز به کمک و يا راهنمائي يا توجه خاص دارند؟
ü براي کسانيکه فعاليت کمتري از ميانگين دارند چه نظري داريد؟
25 - برنامه شما چيست؟ ميدانيد که موانع و سدهاي مزاحمي در سر راه کارکنان وجود دارد و باعث مي شود که آنها از انجام کار خود هيچگونه احساس غرور و مباهات نداشته باشند، شما چه اقدامي در اين مورد بعمل مي آوريد؟
26 - آيا ديوارهاي کارخانه شما با پوسترهاي مختلف ، اهداف کار و نصيحت و اندرز پوشيده شده است ؟ براي جايگزيني آنها با گزارشات مديريت در رابطه با رفع موانع و مشکلاتي که در سر راه کارکنان است و باعث مي شود که آنها از اجراي کار ناخرسند باشند، چه اقدامي به عمل مي آوريد؟
27 - شما چه اقدامي براي تقليل کاغذ بازي موسسه تان بعمل مي آوريد؟
28 -
ü شما چه اقدامي براي تقليل امضاهاي متفاوت و متععدي که براي درخواست سفرها ، سند هاي پرداخت و ساير امور موجود است بعمل مي آورديد؟
ü آيا شما اقدامي براي پرداخت مستقيم هزينه هاي سفر انجام شده بعمل مي آوريد؟
29 - شما چه مبلغي از اشتباهات و دوباره کاريهاي اداري و کاغذ بازي متضرر شده ايد؟
30 -
ü برنامه شما براي توليد کالا و خدمات جديد براي آينده چيست؟
ü شما چه برنامه اي براي آزمايش طراحي ها و ايده هاي جديد داريد؟
31 -
ü در مورد مشکلاتي که مصرف کنندگان با محصولات توليدي شما دارند چه اطلاعاتي داريد؟ شما چه روشي براي آزمايش کالاهايتان داريد؟
ü نظر مشتريان شما در مورد کالاهاي توليدي شما با مقايسه با رقبا چيست؟ شما به چه وسيله اي از اين نظر مطلع مي شويد؟ چه آماري در دست داريد؟
ü چرا مشتريان کالاهاي شما را خريداري مي کنند؟ چگونه از نظر آنها با اطلاع مي شويد؟ چه اطلاعاتي در دست داريد؟
ü مشتريان چه مشکلاتي با کالاهاي شما دارند و علت نارضايتي آنها چيست؟ شما چگونه از نظر آنها با خبر مي شويد؟ و آمار شما در اين رابطه چيست؟
ü نظر مشتريان در مورد رقباي شما چيست؟ و در مورد محصولات آنها چه مشکلات و نارضايتي دارند؟ شما به چه وسيله اي از اين نظريات مطلع مي شويد؟ چه آماري در اين باره داريد؟
32 -آيا مشتريان شما اعتقاد دارند که محصولات شما با انتظارات و نيازهاي آنها مطابقت دارد؟ سازمان تبليغات و فروشندگان شما چه اقداماتي براي راهنمائي مشتريان و درک نيازهايشان به عمل مي آورند؟ شما به چه وسيله اين اطلاعات را به دست مي آوريد؟
آيا مشتريان شما از خدماتي که توسط شما با پيمانکاران شما عرضه مي شود راضي هستند؟ اگر جواب مثبت است رضايت آنان از چيست؟ از کيفيت و مهارت کارکنان؟ از سرعت حضور در محل خدمت؟ وسيله اطلاع شما از اين امر چيست؟
33 -
ü شما چگونه از ديدگاه مشتريان خود در رابطه با کيفيت محصولات خود مطلع مي شويد و چگونه از درک و استنباطي که کارخانه از اين کيفيت دارد باخبر مي شويد؟
ü چگونه، کيفيتي که مشتري توقع و انتظار دارد به دست او برسد با کيفيتي که شما در نظر داريد توليدکنيد با هم تطابق پيدا مي کند؟
34 -
ü آيا شما براي اطلاع از اشتباهات و مشکلات کيفيت محصولات خود به شکايات مشتريان متکي هستيد؟
ü آيا شما به هزينه و مخارج ضمانت نامه ها توجه داريد؟
35 -
ü علت اينکه مشتريان، تغيير عقيده مي دهند و از توليد کننده ديگري خريد مي کنندچيست؟
ü شانس و فرصت اصلي و اساسي شما براي سود آوري کدامست؟( خريد مستمر و متوالي مشتريان)
ü شما براي حفظ و نگهداري يک مشتري چه اقدامي بايد بکنيد؟
36 -
ü چه کسي براي خريدن يا نخريدن محصولات شما تصميم مي گيرد؟
ü شما چه طرح جديدي که بتواند رضايت بيشتر خريداران را جلب کند براي چهار سال آينده داريد؟
37 - شما چه بازرسي يا تائيدي براي موارد زير داريد:
ü مواد اوليه وارده
ü مواد اوليه در جريان ساخت
ü محصولات توليدي تکميل شده
38 -
ü بازرسي شما تا چه حدي مورد اعتماد است؟ شما چگونه اين اطمينان را کسب مي کنيد؟
ü شما چه اطلاعات و مدارکي در دست داريد که نشان دهد ، کار بازرسان کيفيت شما با يگديگر هماهنگ است؟
ü در مورد لوازم آزمايشگاهي چه کنترل هائي داريد که آنها درست عمل مي کنند يا نه؟ و همچنين در مورد چگونگي بکار بردن آنها چه روشي براي اطلاع از صحت آنها داريد؟
ü آيا يک کنترل آماري در مورد سيستم اندازه گيري و طبقه بندي آنها داريد ؟ آيا کنترل شما نظري است ؟ يا با دستگاههائي صورت مي گيرد؟
39 -
ü در چه قسمتي از بازرسي استفاده مي کنيد و در چه بخشهائي از بازرسي استفاده نمي کنيد، آيا در قيمت تمام شده تاثيري دارد؟
ü در بخشهائي که از بازرسي استفاده نمي کنيد، آيا ناگزير هستيد که براي تقليل قيمت تمام شده از بازرسي صد در صد استفاده کنيد؟
40 -
ü شما چه مدارک و ثبتي از اين گونه بازرسي ها داريد ؟ اين مدارک چگونه هستند؟ آيا به صورت کنترل نموداري هستند يا نمودارهاي قابل استفاده؟ اگر نيستند چرا؟
ü شما از اطلاعاتي که در اختيار داريد چه استفاده هاي ديگري مي کنيد؟
ü اگر اطلاعات و مدارکي نگه نمي داريد، علت آن چيست و چرا
41 -
ü چه مقدار از مواد اوليه مصرفي در خط توليد از روي ناچاري توسط مدير توليد به هدر مي رود؟( که به طور ثابت و دائماً باعث ضايعات و دوباره کاري يا هر دو مي شود) سعي کنيدکه اين سئوال را در مورد دو يا سه خط توليدي جواب دهيد.
آيا شما غالباً با موردهاي زير روبرو شده ايد؟
مواد اوليه با مشخصات تعيين شده تطبيق دارد ولي منا سب فرآيند توليد با محصول تمام شده نيست؟بازرسي مواد اوليه وارداتي ضروري تشخيص داده شده است، اما در عمل اين کار به علت عجله يا نياز فوري که در خط توليد جهت رسيدن به کميت برنامه وجود داشته است نديده گرفته شده است؟
ü آيا اتفاق افتاده است که تمام مواد اوليه وارداتي از نظر واحد توليد غير قابل استفاده تشخيص داده شود ؟ (اين سئوال را نيز در مورد دو يا سه قلم مهم توليدي جواب دهيد )
ü شما چه روشي براي گزارش و اصلاح اين موارد داريد؟
42 -
ü شما چه سيستم و ترتيبي با فروشندگان مواد خود داريد که آنها گزارشات آماري لازم را براي کنترل مواد خود به شما ارائه دهند، تا بتوانيد از بازرسي هاي خود کم کنيد؟
ü شما چه روش همکاري و همياري با فرشندگان مواد خود داريد که بتوانيد يک زبان مشترک در مورد خواسته هاي خود داشته باشيد.
43 -
ü شما چه تمهيداتي بعمل مي آوريد تا کار همه افراد از جمله مديريت در راستاي « کيفيت و بهره وري » باشد؟
ü شما ميدانيد که عواقب و پي آمد و زيان هاي ناشي از يک قلم ضايع شده و يک محصول معيوب يا يک کار اشتباه در مراحل مختلف چيست؟
44 - آيا شما هنوز از استاندارد نظامي شماره 105 ديا DODGE ROMING (1) براي فروش يا خريد استفاده مي کنيد؟ چرا؟
45 - چه بخشي از قيمت تمام شده مربوط به ضايعات و معايبي است که از مرحله قبلي توليد به واحد شما رسيده است ؟
46 - چه سهمي از مشکلات مربوط به کيفيت و بهره وري شما مربوط به موارد زير است:
ü کارگران توليدي
ü سيستم موجود (که مسئوليت مديريت است )؟
47 - شما براي ضايعات ناشي از اقدامات زير چقدر ضرر و زيان در نظر مي گيريد.
ü ضايعات مربوط به خط توليد
ü ضايعات مربوط به بسته بندي ،حمل و نقل و نصب
ü شما چه آماري و اطلاعاتي درباره اين مشکلات داريد؟ و شما درباره رفع آنها چه اقدامي به عمل مي آوريد؟
48 -
ü چرا با تمام تلاشي که براي توليد يک محصول يا ارائه يک خدمت به کار مي رود ، باز در عمل همه آنها با يگديگر متفاوت هستند، باصطلاح هر کدام يک ساز مي زنند؟ ( هنگامي که برنامه ها در مراحل اجرا هستند، هر گونه تغيير و تبديلي چه از نظر زمان و چه از نظر قيمت تمام شده ، گران تمام مي شوند ) چون تا موقعي که برنامه اصلي به اجرا در آيد به علت درگيري با تغييرات و تعويض ها فرصت و شانسي براي بهسازي باقي نخواهند ماند .
ü چرا درسهائي که براي آموزش يک شغل، با درسهاي باز آموزي يک کار جديد يا درسهاي مربوط به يادگيري پيانو يا ويلن با هم تفاوت دارند؟ ( شاگردي که يک بار آموزش ديده است نمي توان آنرا از نو ساخت)؟
49 - اگر شما يک کارگاه را به عهده داريد؟
ü يا مشتريان شما يک به يک ، راضي تر از دو سال قبل هستند؟ چرا؟
ü در مورد مواد و تجهيزات چطور ؟ آيا شما يک فروشنده براي هريک از انواع آنها داريد؟
ü اگر بيش از يک فروشنده داريد، علت آن چيست؟ شما چه برنامه اي براي تقليل آنها در دست داريد؟
ü در مورد تعمير و نگهداري ماشين آلات چطور آيا اقدامي براي بهبود به عمل مي آوريد؟
ü در مورد ارزيابي مشاغل چه کار مي کنيد؟
ü در مورد تعويض و جابجائي و کلاً اخراج کارکنان چه برنامه اي براي بهبود داريد؟
ü در مورد گردش عملياتي که تکراري است و يا تغيير محصول ،اين گونه عمليات باز هم به روند گذشته ادامه دارند، آيا شما آمار و اطلاعاتي داريد و نموداري ار آنها تهيه مي کنيد؟
ü آيا پاره اي از مشکلات موجود شما ثابت و دائمي هستند؟ مسئوليت رفع و بهسازي آن با کيست؟
50 -
ü آيا کساني مسئوليت آموزش نيروي انساني را به عهده دارند، قادر هستند که تشخيص دهند، چه موقع آموزش افراد کافي است يا اينکه آنها هنوز به آموزش نياز دارند؟
ü آيا آنها مي دانند که تنها يک فرصت و شانس براي اين کار دارند؟ آيا توجه دارند که اگر يکي از کارکنان، يکبار يک دوره آموزشي خاص را طي کرده باشد براي بار دوم نمي توان همان دوره را با همان روش به صورت مفيد و کارساز تجديد کرد؟
51 - آيا شما براي توليدات در سطح کارخانه ، اهداف کمي برقرار کرده ايد؟ و آيا خود دراين باره مقصر مي دانيد؟
52 - آيا شما يک کارشناس آماري که لايق و شايسته باشد در مورد موسسه داريد؟ و آيا از تخصص و دانش او باندازه کافي استفاده مي کنيد؟ آيا او روش هاي آماري را به مديران، مهندسين، شيمي دان ها، سرپرستان ، کارگران توليدي ، ماموران خريد و همچنين به افراد طراحي و توسعه براي نوآوري هاي آينده، تعليم مي دهد؟
آيا شما او را براي حضور در کنفرانس ها و نشستهاي آماري اعزام مي نمائيد؟ آيا او در موسسه شما عوامل موثر در مشکلات را شناسائي مي کند؟ و نتيجه اصلاحات را بررسي و گزارش آماري تهيه مي کند ؟ آيا او روي تمام مشکلات و گرفتاريهاي شما در زمينه طراحي ، کيفيت، تدارکات، مشخصات فني و لوازم آزمايشگاهي کار مي کند؟ آيا او داراي اختيارات کافي هست که بتواند در تمام سطوح موسسه در جستجوي مشکلات و مسائل باشد؟ و روي آنها کار کند؟
53 -
ü آيا شما در صدد هستيد که نسبت به تاسيس امر مربوط به روشهاي آماري در راستاي اهداف و منايع موسسه خود اقدام کنيد؟
ü اگر کارشناس آمار در اختيار نداريد آيا درصد پيدا کردن يک فرد لايق هستيدکه بتواند در مورد مسائل و مشکلات کيفيت ، بهره وري ، تدارکات، طراحي شما کار کند؟
54 - آيا شما در مورد خود سازي افراد موسسه تان تشويق و ترغيبي بعمل مي آوريد؟
55 - آيا شما يک برنامه تعليم در سطوح مختلف موسسه داريد؟
56 - آيا در مورد دوره هاي آموزشي که در موسسات محلي وجود دارد اطلاعاتي در اختيار کارکنان خود قرار مي دهيد؟
57 -
ü آيا شما امور موسسه را بر اساس ارقام قابل رويت اداره مي کنيد؟
ü اگر جواب مثبت است چرا؟
ü مديريت شما چه اقداماتي براي شناسائي ارقام ناشناخته يا غير قابل رويت به عمل مي آورد؟
58 - آيا موسسه شما در نشست ها و اقدامات مربوط به استقرار استاندارها شرکت مي کند؟
59 - آيا موسسه شما در چه فعاليتهاي اجتماعي شرکت دارد؟
60 - آيا شما با ايجاد روشهاي مشارکت کارکنان، گروههاي همياري کارکنان، گروههاي کنترل کيفيت، گروههاي کيفيت کار و زندگي ، بدون اينکه مديريت صادقانه و داوطلبانه در اين فعاليت ها مشارکت داشته باشد، درصدد هستيد که مشکلات نيروي انساني را در موسسه تان حل کنيد؟
61 -
ü آيا تمام اقدامات موجود در موسسه هماهنگ و در راستاي بهسازي است؟
ü چه اقدامي براي شناخت و شناسائي اين موارد ساکن و ثابت به عمل مي آوريد و براي کمک به آنها چه مي کنيد؟
62
- ü درک و استنباط شما از سيستم ثابت و بي حرکت چيست؟
ü آيا پاره اي از مشکلات دردسرساز و مزاحم مربوط به کيفيت و کاهش بهره وري به صورت تثبيت شده و دائمي در آمده اند؟ شما از کجا به اين مطلب پي برده ايد؟ چرا اقدامات و تلاش براي بهسازي و پيشرفت در مراحل اوليه موثر و ترغيب کننده هستند؟
ü چرا سطح کيفيت در يک سيستم ايستا و ثابت سقوط مي کند؟
ü اگر يک فرآيند بصورت ايستا در آمده است، چه کسي مسئوليت دارد؟ که با به کارگيري روشهاي مناسب و دگر گوني هاي لازم آنها رابهسازي کند؟(جواب: خودتان)
63 - آيا شما بجاي اينک کارهاي خودتان را در مورد کيفيت به خوبي انجام دهيد، به روشهاي مشارکت کارکنان، گروههاي کنترل کيفيت و گروههاي کار و زندگي يا نمايش پوستر و تبليغات دل بسته ايد؟
64 - شما براي کيفيت کالايتان که طي چهار سال آينده به مشتري تحويل داده شود چه اقدامي کرده ايد؟